تبلیغات
نغمه‌ای از یخ و آتش - انتقال به winterfell.ir - خبر تلخ!
یکشنبه 13 مرداد 1392

خبر تلخ!

   نوشته شده توسط: M.M. Stark    نوع مطلب :اطلاع رسانی ،

انگار جدی جدی داستان کار ما داره حسابی شبیه داستان نغمه میشه. لرد ادارد علاقه زیادی به لیانا خواهرش داشت. چه به لحاظ نسبت خونی و چه به لحاظ شخصیت ممتازی که این ماده گرگ داشت. رفتن لیانا ضربه سختی برای لرد ادارد بود،‌اما چیزی که بیشتر از رفتنش اونو سوزوند حرفایی بود که لیانا اون دم آخر بهش گفت. حرفایی که عین یه خنجر تا عمق جونش نفوذ کرد و تا آخر عمر عذابش داد. حرفایی که ند هرگز نتونست اونو با کسی درمیون بذاره. 
انگار این داستان داره برای ما تکرار میشه. دیشب لیدی لیانای عزیز ایمیلی برام فرستاد و طی اون اعلام کرد که برای همیشه از دنیای نغمه بطور کل خداحافظی میکنه و دیگه در جمع ما و وستروسی‌ها نخواهد بود. رفتن کسی که یکی از مهمترین یاران من و این وبلاگ بود ضربه سختیه،‌ اما از اون سخت‌تر دلایلی بود که لیانا برام گفت. این حرف‌ها و دلایلش پیش من امانت می‌مونند،‌اما هرگز از ذهنم بیرون نمیرن. اگه روزی منم بخوام با دنیای نغمه وداع کنم قطعاً و دقیقاً به همین دلایل خواهد بود. حالا اون روز ممکنه خیلی دور یا خیلی نزدیک باشه. 
در هر حال نبود لیدی لیانا در این وبلاگ و گروه ترجمه ضربه‌ایه که جبران نمیشه،‌اما مجبورم که باهاش کنار بیام و تلاش کنم که یه طوری جایگزینی براش پیدا کنم. بزرگترین مسئولیت لیدی لیانا بعد از دادن مشاوره‌های ارزشمند به من،‌ کمک به بحث ویراستاری فصل‌ها بود. در نبود لیانا تو این زمینه دچار مشکل بزرگی شدیم و شدیداً به یکی دو ویراستار خوب نیاز داریم تا کار ویرایش فصل‌های ترجمه شده زمین نمونه. اگه هرکدوم از دوستان عزیز خواننده وبلاگ میتونند تو این کار به ما کمک کنند، به من اطلاع بدن. نذارید کار زمین بمونه. 

در آخر چیزی نمیتونم بگم جز اینکه یه تشکر بلندبالا از این استارک عزیز به عمل بیارم و هرجا که هست براش آرزوی موفقیت کنم


How do I stretch my Achilles tendon?
شنبه 1 مهر 1396 08:16 ب.ظ
Hello there! Do you know if they make any plugins to protect against hackers?
I'm kinda paranoid about losing everything I've worked hard on. Any
recommendations?
How do you get taller?
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:40 ب.ظ
Howdy just wanted to give you a quick heads
up. The words in your post seem to be running off the screen in Ie.
I'm not sure if this is a formatting issue or something to do with web browser compatibility but I thought I'd post to let you know.

The style and design look great though! Hope you get the issue
solved soon. Kudos
Foot Issues
سه شنبه 3 مرداد 1396 08:08 ب.ظ
This is a topic that is close to my heart... Best wishes!
Where are your contact details though?
Vania
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 07:51 ق.ظ
I pay a visit everyday a few websites and blogs to read content, but this webpage presents quality based content.
BHW
یکشنبه 27 فروردین 1396 02:34 ق.ظ
This text is worth everyone's attention. Where can I find out more?
دانیال
سه شنبه 15 مرداد 1392 08:25 ب.ظ
کی ایمیل میدی استارک جان؟
پاسخ M.M. Stark : امشب دیگه خیلی خسته ام. باید یه فایل آماده کنم . واسه همین به امید خدا فردا برات ایمیل میدم. شایدم آخر شب
edmure
سه شنبه 15 مرداد 1392 06:59 ب.ظ
استارک عزیز من برای ویراستاری میتونم داوطلب بشم. کارم خیلی بد نیست.
پاسخ M.M. Stark : ادمیور عزیز پس چرا ایمیلت رونمیدی؟
دانیال
سه شنبه 15 مرداد 1392 06:35 ب.ظ
استارک جان اینم ایمیل من.
پاسخ M.M. Stark : تماس میگیرم باهات
دانیال
سه شنبه 15 مرداد 1392 04:37 ق.ظ
استارک عزیز من برای ترجمه آماده ام و دارم فصل 28 کتاب سوم رو ترجمه میکنم.دستور بده تا خون به پا کنم!
پاسخ M.M. Stark : دانیال جان فصل 28 ترجمه شده و تو مرحله ویرایشه
شما یه ایمیل بده تا من باهات هماهنگ کنم دوست عزیز
لیانا
سه شنبه 15 مرداد 1392 02:03 ق.ظ
من واقعا متاسفم. الان بعد چند روز تازه رسیدم سر بزنم. فکر نمی کردم براش پست بذاری استارک!!! خیلی ممنون به خاطر همه چیز. هم از دوستای خوبی که اینجا به واسطه ی کامنت هاشون باهاشون آشنا شدم یا باهم همکاری داشتیم و هم از استارک عذر میخوام. امیدوارم اینجا هر روز پر رونق تر بشه و به زودی جایگزین های بهتر از من برای ترجمه پیدا بشن. بازم شرمندم. امیدوارم همه موفق باشید. سعی میکنم بازم سر بزنم ولی متاسفانه دیر به دیر خواهد بود
نریمان
دوشنبه 14 مرداد 1392 12:55 ق.ظ
اووه،‌چقدر اتفاق افتاده این چند روزه باز...

حیف از رفتنش.
بودنش این اطمینان رو برامون ایجاد می‌کرد که هر چفدر کار پرایرادی داشته باشیم، یکی بعد هست که تصحیح کنه اونا رو.
پاسخ M.M. Stark : آره واقعا نریمان جان
اگه تو هم بخای بری خودم میکشمت
Masood
یکشنبه 13 مرداد 1392 11:20 ب.ظ
باشه
اگه تونستی فردا یا پس فردا بفرست
واسه یاهو مسنجرم من همیشه آنم
البته بیشتر وقتی لازم میشه که متن اصلی رو نداشته باشم ولی شاید یهویی لازم شد
همون ایمیلی که بهم دادی تو مسنجر اد میشه؟
Masood
یکشنبه 13 مرداد 1392 10:55 ب.ظ
من هیچ وقت نمی تونم به خوبی اونا باشم
البته شانسیه بعضی وقتا ذهنم باز میشه کلمات بهتری به ذهنم میرسه ولی بعضی وقتا انگار اون کلماتیم که میخونم واسم غریبه س
اگه کسی که بهتر باشه پیدا نشد شاید بتونم کمی کمک کنم
پاسخ M.M. Stark : کاری نداره. یه چند صفحه بهت میدم ببین چه میکنی؟ شاید شانست گرفت
kei1
یکشنبه 13 مرداد 1392 10:49 ب.ظ
"اما از اون سخت تر دلایلی بود که لیانا برام گفت، این حرف ها و دلایل پیش من امانت می مونن، اما هرگز از ذهنم بیرون نمی رن. اگه روزی منم بخوام با دنیای نغمه وداع کنم قطعاً و دقیقاً به همین دلیل خواهد بود. حالا اون روز ممکنه خیلی دیر یا خیلی نزدیک باشه"
این جملاتی که نقل کردم و تشبیهش به ند و اینکه نتونست با کسی در میون بذاره.
عزیز من اگه قراره نگی (که درستش هم همینه) خب دیگه این جملات چیه؟ مخصوصاً اینکه " حرفها پیش من امانت می مونه" جز اینکه کنجکاوی برانگیزه؟ جز اینکه مثلاً بخوای ذهن خواننده رو درگیر کنی؟ (خودمونی ترش دلشون رو آب کنی؟)
ند رفت به کسی بگه لیانا یه چیزایی به من گفت که نمی تونم به هیچکس بگم و پیش من امانت می مونه؟
یه بار دیگه هم یه انتقادی تو همین مایه ها بهت کردم خیلی صادقانه گفتی من دلم کوچیکه طاقت نمی یارم نگم.
تا حدودی هم توجیه می کنه ولی به نظر من اینا نباشه بهتره.
باز هم میگم اینا رو به خاطر این خصلت خوبت که با انتقاد خیلی خوب برخورد می کنی و تحملش رو داری (من به ندرت کسی رو مثل تو دیدم) گفتم و هدفمم اینه که اگه دیدی درسته رفعش کنی اگرم نه که خب خودت می دونی.
بازم اگه اشکالی داره بگو تا من دیگه نظری با این مضامین نذارم، همینم پاکش کن.
پاسخ M.M. Stark : نه ناراحت نشدم
دلایلش خیلی تکونم داد. باید با یکی حرف می‌زدم. غصه نبودن لیانا برای من یکی خیلی سنگینه. چون همینطوری هم حسابی دست تنهام . اما منظورم این نبود که دل کسی رو آب کنم. بخدا قصدم این نبود. فقط خواستم بگم که چه احساسی تو من ایجاد کرد. نمیدونم چرا بعضی مواقع یه همچین جلوه‌ای ایجاد میکنه حرفام. شرمنده در هر صورت
Masood
یکشنبه 13 مرداد 1392 10:39 ب.ظ
بروز شو
واسه این کارا از یاهو مسنجر استفاده میکنن
2 3 تا فصل از یه کتابو ویرایش کردم 4ساعت فقط
شما می خواید کار عالی در بیاد واسه همین طول میکشه
پاسخ M.M. Stark : نمیشد. چون هیچ وقت همزمان نبودیم. یادش بخیر
من الان دارم ویرایش اول هر فصل رو انجام میدم بکشم خودم رو روزی یه فصل رو میتونم تموم کنم. لیانا و نریمان یادم دادن که دنبال عالی باشم
حالا خودت فکر می‌کنی از پسش بربیایی؟
Masood
یکشنبه 13 مرداد 1392 09:23 ب.ظ
من همون فایل ویراش نشده ای که واسه من فرستادی رو با فایل نهایی مقایسه کردم
خیلی از واژه ها و جمله ها زیباتر شده بود در صورتی که تو سایتای دیگه که کتابی ترجمه می کنن ویراستار فقط جمله بندی و غلطای املایی رو بررسی میکنه
حالا نمی دونم اونا کار تو بود یا لیانا ولی در هر صورت فک نکنم کسی که به اندازه لیانا زحمت بکشه پیدا کنی
پاسخ M.M. Stark : این ویرایش کار مشترک من و لیاناست. ویرایش اول رو من انجام میدادم. دوم رو لیانا و سوم رو دوباره من. واقعا حرفت درسته. هیچ کس لیانا نمیشه. یادمه روزهای اولی که شروع کردیم به همکاری سر ویرایش یه فصل نزدیک به ۵ روز و بیش از ۲۰ ایمیل طول کشید تا باهم برای ویرایش هماهنگ بشیم. حیف که از دست دادیمش
رندل تارلی
یکشنبه 13 مرداد 1392 07:19 ب.ظ
سحر که غیب شد و رفت حالا لیانا ما رو تنها میذاره و میره! فردا هم نریمان فلنگ می بنده و پس فردا استارک از شدت مشغله می ترکه! به هر حال لیانای عزیز از زحمتایی که تو این مدت کشیدی ممنونم و امیداورم هرجا هستی موفق باشی
پاسخ M.M. Stark : نخیر استارک نمیترکه. خیلی راحت کرکره رو پایین میکشه و میزاره میره
ekram
یکشنبه 13 مرداد 1392 07:13 ب.ظ
چه بد... امیدوارم هرجا هستن خوش باشن
و بخاطر تمام زحمتاش ازش متشکریم
امیدوارم زود زود کسی پیدا شه که بتونه توی تیم کمک کنه..
Lord Jj Stark
یکشنبه 13 مرداد 1392 06:29 ب.ظ
ای بابا...
خدایی دلم شکست. آخه چرا باید به جای این که خبر های خوب بشنویم! خبر های بد بشنویم؟
باز خدا رو شکر من کتاب نغمه رو نمیخونم وگرنه با این وضع که شما هر لطحظه هر کدومتون ممکنه به یه دلیل شخصی بزارید برید.
حمید
یکشنبه 13 مرداد 1392 01:52 ب.ظ
چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
سر صبحی پاشدیم بیایم اینجا لذت ببریم ضد حال خوردیم
کار ایشون واقعا عالی بود و حامی بسیار بزرگی برای این وبلاگ بود
امیدوارم که مشکلشون حل شه و دوباره به جمع خانواده ی نغمه ای ها برگردن
مانوئل
یکشنبه 13 مرداد 1392 01:00 ب.ظ
چرا م م جان؟

یه دورنمایی از علت ها بده ، شاید همه باید خدافظی کنیم ؟
پاسخ M.M. Stark : نه مسائل کاملاً شخصیه. اما یه مشابهتی بین انگیزه‌های ایشون و من وجود داره که گفتنی نیست. در هر حال علاوه غصه نبودن لیانا و غصه‌های قبلی مثل نداشتن سایت و نداشتن مترجم به تعداد کافی و... حالا باید غصه نداشتن ویراستار رو هم بخوریم.
امیره
یکشنبه 13 مرداد 1392 11:49 ق.ظ
واقعا ناراحت کننده است که دیگه کار خوب لیدی لیانا رو در گروه ترجمه نداریم
اما از صمیم قلب براش آرزوی موفقیت و پیروزی دارم در تمام زندگی
هرچند ما این جا خیلی دلمون براش تنگ می شه
دوست داشتم کمکتون کنم لرد استارک عزیز اما متاسفانه نه در ترجمه می تونم کمکتون کنم و نه در ویرایش
امیدوارم بتونید جایگزینی، حداقل به خوبی و دلسوزی لیدی لیانا پیدا کنید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر